سلام

به زبانیک خیلی خوش آمدید.

زبانیک یک مجموعه آموزش آنلاین، با هدف ایجاد فرصت برابر در دسترسی رایگان به منابع یادگیری زبان انگلیسی است. تمرکز اصلی زبانیک، تولید محتوای مناسب برای شرکت در آزمون های بین المللی زبان انگلیسی مثل آیلتس، تافل، GRE و EPT است.
هم اکنون و تا اطلاع ثانوی، محتوای آموزش زبان انگلیسی در سایت زبانیک برای سطوح مختلف در قالب متن، تصویر، ویدیو، نمونه تلفظ، تست آنلاین و... بدون نیاز به هیچگونه ثبت نام و تکمیل فرم عضویت، به صورت کاملا رایگان در دسترس شما همراهان گرامی قرار دارد.


و اینکه تمام محتوای سایت، نام و لوگو به صورت رسمی ثبت شده اند و هرگونه کپی برداری به هر شکلی قابل پیگیری در مراجع قضایی است.



149. Observant

 

Usage Examples:

My observant Catholic parents moved to our city’s most Jewish neighborhood shortly after I was born.

Synonyms:

attentive, alert, sharp-eyed, sharp, practicing, obedient, conforming

 

مراعات کننده، هوشیار، تیزبین، مراقب

 


 

 

( Test )

observant means:

quick to notice; showing quick and keen perception
responsible for or chargeable with a reprehensible act
exhibiting equivalence or correspondence among constituents
easy and not involved or complicated